shadow
یادی از رفیق اقبال ملک محمدی

 

 

 

تلخ و جان گدازتر است کشته شدن ، نه در عرصۀ مبارزه و در میدان نبرد و به دست دشمن ، بلکه بدست همسنگر تا به امروز خود . به دست هم صف خود . هم صفی ملحق شده به مبارزین و آلوده به فرهنگ و افکار طبقات دیگر . فرهنگ,عقب افتاده در صف خودی . مار در آستین . پدیده ای واقعی و متناقض در روند جامعه و در بطن مبارزۀ طبقاتی . لمپنیسم و بدفرهنگی . سرنوشت رفیق اقبال را اینگونه فرهنگ منحطی و چنین گرایشی و تفکری رقم زد .

ابتدا یادداشتی از رفیق کمال ملک را در مورد برادرش بخوانیم :

درمورد یادنامه ای از برادرم اقبال میخواستم بنویسم که با تمامی جسارت هایش چه در دورانی که در بنکه شهیدعطأ زندی بود و چه در جنگ خونین سنندج که مشغول جمع آوری اجساد و زخمی هایی که در تیررس باشگاه و پادگان قرار گرفته بودند،تا رفتارهای انسانیش با زحمتکشان آبادی های « چم شار » سنندج ، تا شیوۀ رفتارش با زندانیان زندان کومه له در اردوگاه معلومه و قبل از انقلاب که کارگر مکانیک بود ، کتابها به دل مانده .
البته من نمیدانم چرا باید چگونگی جان باختن این انسانها پرده سیاه و تاریکی را بر یک تاریخ پر از مبارزه ، جسارت ، ازخودگذشتگی ، تجارب رفتارهای انسانی آنها بکشد و حتی جریان سیاسی که مدعی پیشرو بودن ، نماینده رادیکالیزم و ادامه دهنده راه این عزیزان است ، از یادنامه آنها خبری نه در نشریات ، رادیو و به میمنت کمک های مالی امریکا برای بسط و ترویج دمکراسی در ایران در تلویزیون هم نیست ؟
رفیق عزیز خواستم تا به این شکل گوشه بسیار کوچکی از درد و رنج بازماندگان اقبال را که در این خصوص تلنبار شده با شمای عزیز در میان بگذارم .
اقبال برای من همچون یک رفیق ، نه برادر ، او نمونۀ یک کارگر کمونیست بود . برای اثبات این ادعا لازم است چند خاطره و مروری کوتاه بر زندگی او داشته باشم . شاید بتواند قدری زحمت کار شما را پربارتر کند . اقبال کارگر مکانیک بود . بهترین دوران زندگیش صرف کارگری ( شاگردی) شد . دوران جنگ سنندج در بنکۀ عطأ زندی به وسیله آمبولانس بنکه مسئولیت جمع آوری اجساد و زخمی ها را در سطح شهر به عهده داشت .
بعد از خروج پیشمرگان از شهر سنندج در بهار59 در آبادیهای منطقه چم شار سنندج بود و قبل از آن مدتی با سازمان رزمندگان رابطه داشت . بعد کومه له را برای فعالیت خود برگزید . در آبادی « کلاته » که با مادرم به ملاقاتش رفتیم چیزی را به مادرم گفت که نشان از آن داشت که اقبال آگاهانه قدم در راه مبارزه گذاشته و مرکز ثقل مبارزه را بر پایۀ طبقه گذاشته و به مبارزه هم به شکل واقعی مینگریست .
گفت : " ما راه درازی را در پیش داریم . شاید چندین نسل بعد از ما نیز قدم در این راه بگذارند و جان به بازند تا به اهدافمان برسیم . " میخواهم بگویم که به معنای واقعی کلمه مبارز بود . تاریخ زندگی سراسر پر از مبارزه اش ، جسارتش ، اراده و باور به آرمانش ، از درک عمیقی که از فاصله طبقاتی داشت ، مایه میگرفت .

زنده باد یاد جان باخته گان راه آزادی و سوسیالیسم کارگران

کمال ملک 2010 .11. 20



شبانه
اگر که بیهده زیباست شب
برای چه زیباست
شب
برای که زیباست ؟
شب و
رود بی‌انحنای ستاره‌گان
که سرد میگذرد.

"احمد شاملو "

شب اردوگاه کومه له بود و دیر وقت . وقت استراحت و خواب . خواب, بعد از یک روز فعالیت و کار . تمدد نیرو برای فردا و روزهای دیگر .شب و مبارزین, خستۀ کار و خیمه زده در دره ای در خاک عراق . باشد تا گشایشی شود و در جامعه مبارزه شان را پیش ببرند .
شب و خستگی و دل در گرو خواب بستن . انسان و خواب . انسان خفته هرکه باشد ،کودکی را مانند است که معصومانه چشم بر هم گذاشته و آرامش میخواهد .
همه خوابیده‌اند . غیر از نگهبان ها و پاس بخش‌ها و شاید عده‌ای شب زنده دار . و یکی دیگر هم بیدار . بیدار . اما به قصدی شوم . با طرح و توطئه ای . هم صفی که آن شب با انگیزه و تصمیمش راه دیگر میرفت . بدگمان و کوته فکر . از مناسباتی عقب افتاده بر آمده و به صف انقلاب و پیشروان جامعه پیوسته و در نیمه های راه ، مانده و درمانده و عاصی . و اکنون قصد جان دیگران را کرده است . قصدش شبیخون زدن است . به انسان . انسان مبارز .
در سکوت و سیاهی شب ، خفاش وار بربالین انسانها رفتن . جدا . جدا . اول به سراغ این (رفیق اقبال ) بعد به سراغ آن ( رفیق درخشان ویسی ) و لحظاتی بعد رگبار گلوله بستن برتن انسان های خفته . برتن آن‌ها . فاجعه آفریدن . خون ریختن . شبیخون کردن . اردوگاه و شب و خون . شبیخون .
مرگ جانگداز رفیق اقبال (1364.05.17) برگ سیاه دیگریست بر تارک فرهنگ زوال یافته و عقب افتاده در تاریخ بشری .
رفیق اقبال جوان بود و برآمده و پرورش یافتۀ دوران قیام 57 . رفیقی آرام ، مؤدب ، وظیفه شناس ، خوش برخورد ، اجتماعی و مهربان بود . سیمایی دلنشین داشت و دیدار با او در یادها میماند . رزمنده بود .

یاد کارگر کمونیست رفیق اقبال ملک محمدی و تمام جان باخته گان راه آزادی و برابری گرامی باد .

بهروز شادیمقدم 2010 .11. 20
behroozs21@googlemail.com