shadow
‎به یاد رفقا : محمدفتحی(لاله حمه) ، امین گرگین ، کریم نظری و صلاح ایزدی

 

درطول تاریخ انسانهایی برای اَزادی وبرابری انسانهای دیگربپاخاسته اندوجانشان رادراین راه گذاشته ورنج ومشقت برخودوزندگی خودافزوده اندتابه هدف واَرمانشان برسند.کمونیست هادراین راه متحمل سخت ترین مشقات شده اند.
درجنبش کمونیستی ایران ازاین مبارزان وجان باختگان نام های بیشماری درحافظه هابه جامانده وبسیاری حتی نام ونشانی ازاَنهانیست وفقط یادی ازاَنان درحافظۀ نزدیکانشان به یادگارمانده است .هریک درجایی به خاک سپرده شده اندوچه بسانامی برمزارشان نیست ویابی مزارند.
رفقامحمدفتحی(لاله حمه)،امین گرگین،کریم نظری وصلاح ایزدی گمنام نیستدوشناخته شده اند.دربارۀ لاله حمه نوشتندوازاویادشده است .امادرموردرفقاامین گرگین،کریم نظری،صلاح ایزدی تااَنجاکه خبردارم فقط خبرمرگشان درج شدودیگرهیچ.سالهابااَنهارفاقت داشته ام.قصدنوشتن زندگینامه ندارم،فقط منظوریادی ازاَنانست که دیگرنیستند.

**********


رفیق محمدفتحی(لاله حمه)


جرقه زنی درِسال های قبل ازقیام57
رفیق محمدفتحی(لاله حمه) درسالهای قبل ازقیام57روزی کاک فوادمصطفی سلطانی به رفیق مسنش لاله حمه که اسلحۀ دورۀ قبل ازکودتای28مرداد1332خودرادرمنزلش مخفی کرده بودوداشت ،گفته بود:هرگاه ازمن پیامی به تورسید،"جرقه رابزن".
پیش بینی رهبرکومه له ورهبرمبارزات توده ای مردم درسال 58مریوان داشت به وقوع میپیوست که دریادداشتی که اززندان برای لاله حمه فرستاده بودورفیقی درشهرمریوان اَنرابرای لاله حمه خواندکه کاک فواداززندان برایت پیامی فرستاده ،اینکه:"جرقه رابزن."
"جرقه زن" قبل ازقیام دریکی ازروزهای زمستان 56بربلندی های شهرمریوان باتیراندازی به پایگاه نیروهای رژیم شاه باموفقیت پیام رفیقش راعملی کردواَتش قیام رادرنقطه ای دیگرازایران شعله ورنمود.
لاله حمه یکباربه من گفت که هشت،نه ساله بوده که رضاشاه کودتا(1299) کرد.ازنوجوانی درروستابامالکین وژاندارم هادرافتاده بودودرهمان دورۀ رضاشاه به جنوب ایران تبعیدمیشود.زندان رابارهادرمخالفت بامالکین دیده بودوضدرژیم محمدرضاشاه بودتابارفقای اولیۀ کومه لۀ درشهرمریوان وازاَن جمله کاک فواداَشنامیشود.
لاله حمه درعصروزمانه ای بدنیااَمده بودکه بیسوادی درایران بیدادمیکرد.اوبیسوادبودوعلاقمندبه دانستن وبه خصوص درزمینۀ مسائل سیاسی.رادیکال بودومعترض به نظام سرمایه داری وطرفدارسوسیالیسم وبرابری.عمری راصرف مبارزه کردووفاداربه کمونیسم ماند.تادم مرگ.
این جملۀ لاله حمه که:"مانبایدبگذاریم چپ گرایی ضعیف شود."راخیلی هاازاوشنیده بودند.به لنین عمیقا"باورداشت ومنصورحکمت رادراَن سالهاباقلمش میستودوهنگامی که ازرفیقش،فوادمصطفی سلطانی حرف میزد،اشک درچشمانش حلقه میبست.
سالهای تبعیداَخروخارج کشوربرایش سخت بودوبه خصوص دوسال اول که در"هایمی"یکه وتنهاوبی هم زبان وهم صحبتی(رفقایش؟!همه تقسیم شده بودندوبعضی به اوقول داده بودندکه به نزدیک خودشان خواهندش بردواین کاررانکرده بودند!).بعدها،سالهادرشهری دراَلمان روزهاوشب هاتنهابودوتمنای دیدن رفیقی وهم صحبتی.انگارتنهایی ودرچهارچوب اطاقی سالهابودن هم بخشی اززندگی مباراتی اوبودکه میبایست طی شود.گذشت عمر،ناتوان ترشدن جسم،احتمال مرگ وترس ازدراطاقی درغربت وتنهایی مردن بود،که به یاری تنی چندازرفقابه کردستان عراق رفت ودراردوگاه کومه له سکنی گزیدوروزگاراَخرگذراندوعاقبت صبح روزجمعه 4/7/2008 دربیمارستانی در شهرسلیمانه دیده ازجهان فروبست.

**********

رفیق امین گرگین


ماهی زخمی دربرکه های خشک
رفیق امین گرگین
رفيق محمدحسين خاني معروف به امين گرگين درسال1330بدنیااَمد.رفیق امین ازکمونیست های اولیۀ محافل کرمانشان دردهۀ50بود.درسال1357درتهران باتشکيلات کومه له رابطه برقرارکرد.سال58همزمان باعلني شدن فعاليت کومه له رفيق امين به صفوف تشکيلات علني پيوست ودلسوزوفداکاردرعرصه های گوناگون کارتشکيلات به مبارزه اش ادامه داد.
سرکوب جنبش سال32،بدنبالش کودتای 28مرداد،اختناق سالهای بعد،ضدیت بااستبدادمطلقۀ دیکتاتوری شاه ازطرف مبارزینی معدوددرسطح جامعه،غلبۀمشی چریکی،عدم دسترسی به اَثارمارکسیستی ودرکنارش گرایش به مبارزۀ کمونیستی،شوروشوق وایمان به حقانیت راه،باایثاروعشق به توده ها،رفتن به میان اَنها،ازاَنهااَموختن واین عشق وعلاقه اَنهارابه دنباله روی توده هاکشاندن وسرسپردگی به پوپولیسم رابه همراه داشتن،همه چیزرابرای توده های محروم خواستن وبه اََنهاعشق ورزیدن ،تحت تاثیرافکاروانقلاب خلقی مائوبودن،این هاخط سیاسی معینی رادراَن سالهاتشکیل میداد.رفیق امین درکناررفقایش همچون سعیدیزدیان باچنین گرایش ونگرشی جزواولین محافل کمونیستی درشهرکرماشان بودند.
تئوری مارکسیستی علاقه داشت.تئوری راراهنمای عملش میدانست .سخت وسرسخت دراعتقاداتش وطبعا"این به دگم بودن هم میکشید.همه چیزرااززاویۀ جدال طبقاتی ومبارزۀ طبقات میدید.به اصول پای بندبودوازمماشات وسازش نفرت داشت.وظیفه شناس،وقت شناس،دقیق وجدی بود.رفیق بودومهربان وخوش قلب ،خوش قلب افراطی.مثل کودکان.اصل زندگی رادرمبارزه میدیدوزندگیش راتماما"به مبارزه اختصاص داده بود.
رفیق امین گرگین همچون گذشته براهمیت کارتوده ای ولزوم ارتباط باتوده هاتاکیدداشت.امادرسالهای بودن دراردوگاه هادرخاک عراق دیگرازتوده هابه اَن معناخبری نبود. درسال 1991به کشوراَلمان اعزام شد.دراَنجاکاری گیراَورده بودوحتما"کاک امین بعدازسالهازندگی ناخواسته درتبعیدوعوارض اَن،باحساسیت هایی که داشت ازواژۀ"تبعید"هم مانندواژۀ"اردوگاه"بیزاربوده است.تااینکه خبررسیدکه درزمستان سال 2007درشهرهامبورگ ِاَلمان براثرابتلابه بیماری سرطان درگذشت.ازچگونگی سال های اَخرعمر،بیماری ومراسم به خاک سپاریش هیچ خبری درج نشد.نمیدانیم براوبامریضیش وتنهایی هایش دراَن همه سال درتبعیدچه گذشته است.اماهرچه بوده،زندگی شخصی،بیماری،تنهایی ومرگ اوغم انگیزبودوهست. رفیق امین درسالهایی که باهم بودیم وبعدها،شب های عیدنوروزپیش من میاَمدومیگفت:فقط این شب یادپدرومادرش سخت خواهدافتادونمیتواندتنهاباشدوسرش راروی شانه ام میگذاشت واَرام میگرفت ویادرسال اَخردراردوگاه هاهم همینطورومیگفت:اَرزودارم درواژه هاهم دیگرواژه ای به نام"اردوگاه"پیدانشود.ومن هنوزهم سنگینی سرواحساسات کاک امین عزیزراروی شانه ام حس میکنم.

**********

رفیق کریم نظری


سمبل ِصمیمیت وانسانیت
وکتاب"ماهی سیاه کوچولو"یش
رفیق کریم نظری
سالهای47/48ماهاکه تازه باسیاست اَشناشده بودیم ودنبال کتاب های ممنوعه میگشتیم،صمدبهرنگی رامیشناختیم وکتاب هایش را،اختناق حاکم کتاب"ماهی سیاه کوچولو"صمدراممنوع کرده بودوداشتنش جرم وزندان داشت،درمیان رفقای سیاسی که همدیگررامیشناختیم،شایع بود،کریم نظری این کتاب رادارد.
رفیق کریم که اورابنام عباس هم میشناختند.ازمبارزین قبل ازقیام 57وازفعالین سیاسی سالهای دیکتاتوری پهلوی درشهرسنندج بود.اوبامحافل کوچک سیاسی وازجمله بارفقای کومه له تماس ونزدیکی داشت.بعدازقیام وتاهنگام مرگش باکومه له بود.مدت هاتاضربه خوردن تشکیلات کومه له درشهرها،درتهران فعالیت داشت وبعدازاَن درارگان هاوواحدهای کومه له درکردستان وظایفش راپیش میبرد.دراوائل دهۀ 90به کشورسوئداعزام شدومتاسفانه بعدازسالهامبتلابه بیماری سرطان وتحمل دردورنج فراوان در10 اَوریل 2004 درگذشت.
رفیق کریم نمونۀ انسانی مبارزوکمونیستی ِخوش قلب،مهربان وبی غل وغش بود.همیشه وباشتاب امروکارش راکه کارووظیفۀ انقلابیش بود،پیش میبرد.درکنارش احساس اَرامش میکردی ودوستی. حضورش صمیمانه بودورفاقتش پایداروهمیشگی.بانگرانیت،نگران میشدوباشادیت،شادبودواین عین رفاقت ودوستی است.
درمناسبات انسانی ورفیقانه اش اَنچنان مهربان ونرم بودکه شایددرزندگیش موجب رنجش کسی نشده باشد.مرگ اودردنیای خشونت هاونامهربانی هاانگارشوکی بودبرای اَنهاکه عمری اورامیشناختند.مرگ انسانی که دراهداف مبارزاتیش زندگی برابربرای همه وانسانیت ومهربانی درعرصۀ مناسبات اجتماعی رامیخواست،اَنچنان که خودش هم بود.برایم سخت بودمرگ کریم،مرگ دارندۀ کتاب ممنوعۀ ماهی سیاه کوچولودرسالهای نوجوانیمان ودردناک تربودوقتی شیندم دربسترمرگ بعدازرنج زیادودردقایق وداعش بازندگی،هنگامی که قادرنبوده هیچ حرفی بزند،به روی رفقایش فقط توانسته بودلبخندبزند.اَن لبخند.لبخند ِانسانی بودهنوزصمیمی ومهربان،ومریض وناتوان دریک قدمی مرگ.لبخندانسانیت درمقابل رفاقت.لبخندزندگی بوده دربرابرمرگ.واَخرین لبخندهای مهربانی.ولبخندمرگ.

**********

رفیق صلاح ایزدی


وظیفه شناسی مسئول وفعال
رفیق صلاح ایزدی
رفيق صلاح درسال1336درشهرمهابادمتولدودورۀ تحصیلاتش درهمین شهرودوران دانشگاه رادردانشکدۀ دامپزشکی اروميه سپری کرد.دردانشگاه به فعالیت سياسی پرداخت.دردوران انقلاب5713یکی ازمبارزین وفعالين چپ درجمعيت راه رهائی زحمتکشان درشهر مهابادبود.باآگاهی به اهداف وآرمانهای کمونيستی اش سال1358به کومه له ملحق شد.بعدازمدت کوتاهی به عضویت کومه له درآمد.رفيق صلاح سال 1360به تشکيلات مرکزی کومه له پیوست وتاسال2136درانتشارات مرکزی کومه له مشغول فعاليت بود.درفاصلۀسالها1362 تا1364دردبيرخانه حزب کمونست ایران فعاليت تشکيلاتيش راهمچنان پرشوروجدی پيش بردوبمثابه یکی ازکادرهای حزب دارای مسئوليت های متعددازجمله مسئوليت جمع آوری اطلاعات درموردرفقای جانباخته کومه له،مسئول آرشيوحزب ومسئوليت سرپرستی این مرکزرانيزداشت.
سال6413رفيق صلاح برای کاردرسازمان مرکزی حزب به خارج کشوراعزام شدومسئوليت دبيرخانه وآرشيوحزب رابعهده گرفت وسالهافعاليت های تشکيلاتيش راهچنان باجدیت وپيگيری ادامه داد ومقالات متعددی دررابطه بامسائل مبارزاتی نوشت.
درکشورسوئدبه تحصيل روی آوردوتحصيلات دانشگاهی خودرادررشته علوم آزمایشگاهی به پایان رساندودرهمين رشته دربيمارستان کارولينسکادرشهراستکهلم تاهنگام مرگ به کارمشغول بود.از زندگی مشترک قبلی اش دارای پسر11ساله ای به نام آرمان است. درچندسال اخيرزندگیش دچار ناراحتی جسمی گشت وبدليل نارسائی مغزی موردمراقبت پزشکی قرارگرفت.دراواخرسال 1385 موردعمل جراحی مغزقرارگرفت ولی متأسفانه وضعيتش روبه بهبودی نرفت وقلبش برای هميشه ازطپش بازایستاد.(1)
به دیدۀرفقایش واَنهاکه ازنزدیک بااواَشنابودند،رفيق صلاح،رفیقی مسئول،وظیفه شناس،جدی،فعال وخستگی ناپذیربودودرروابط انسانی ورفیقانه اش هم بسیارمهربان،دلسوز،رفیق وخاکی.تصویراودریادها،همین هاست وزندگی دردناکش درسالهای اَخرعمرش که چگونه اَن جسم کوچک بااَنهمه حساسیت های انسانیش،سالهادرغربت وتبعیدازنظرروحی درعذاب بوده وچگونه اَن تجسم ِکودکانۀ خوبی ومهربانی ها،تنهایی هاراتحمل کردوچگونه تنهاوتنها،پنجه درپنجۀ مرگ درافکنده بود؟ تصورسالهای اَخرعمرصلاح،مشکلات او،بیماری هایش واَن مرگ غمگینانه اش سخت وغم انگیزاست.
یاداین رفقاودیگرجان باختگان راه برابری وسوسیالیسم راگرامی میداریم.

**********

(1)-بخشی اززندگینامۀ رفيق صلاح راازاطلاعیه ای که بعدازمرگش چاپ شده بود،اَورده ام.


بهروزشادیمقدم 2009. 11. 29
behroozs21@googlemail.com