shadow
‎رفقا ‫:‬ تورج و صلاح میرزایی

مقدمه
واحدهای نظامی درجنگ پارتیزانیٍ اگرزمینه ومیدانی برای استعدادهاوپرورش شخصیت هایی باکاراَیی نظامی میتوانندباشد،درعوض عرصه ای محدود،ضعیف وناکافی برای اَنهایی خواهدبودکه ازجنبه هاواستعدادهای دیگری برخوردارندودرنتیجه دراین میدان توانایی هایشان بکارگرفته نمیشودوعموما"درواحدهاپروسۀ فعالیتشان سیرنزولی طی کرده وحتی منفعل میشوند.اگربرای رفیقی این فضامستعدوشرایط مساعدبرای رشدخلاقیت هایش باشد،برای دیگری شایدبه عکسش تبدیل شود.این وضعیت درموردبرادران ورفقای جان باخته تورج وصلاح میرزایی تاحدودزیادی صدق میکند.یکی فعال این عرصه شدورشدکرد(رفیق صلاح)ودیگری(رفیق تورج)ازفعالیت قبلیش بازماندواستعدادهاوتوان هایش امکان بروزنیافت،بکارگرفته نشدوحتی شخصیت ،مبارزه وزندگیش میسری دیگرطی کرد.



درسالهای بعدازقیام که طیف وسیعی ازکمونیست هاومبارزین سیاسی(عمدتا"ازکردستان)به کومه له ملحق شدند،عرصۀ فعالیت تشکیلاتی کومه له عمدتا"نظامی بودواین محدویت وکمبودعرصه هاطبعا"برای بعضی ازاَن مبارزین مشکلات وموانعی جهت بروزاستعدادهایشان همانطورکه گفتیم پیش اَوردوهریک به شکلی وبه نحوی باااین نارسایی هامشکل پیداکرده ودرگیرشدندومیشودگفت که این مبارزین،سرمایه های پرورش نیافته وبه هدرداده شده،استعدادهای هرزشده وازدست رفتۀ متعلق به انقلاب کارگری بودندکه دریک جنبش معین دیگرجان باختند.همینجابایدگفت که دراین جنبش معین ومبارزۀ مسلحانه وجنگ پارتیزانی درازمدت اَن،یک صف طولانی ازکمونیست ها،فعالین ومعتقدین به برقراری جامعۀ برابرواَزاد،جان باختند،که جداازتاثرمان برای ِمرگ ِزودرسشان،اَنهامیتوانستندسالهای طولانی تروبابازده هزاران برابرازکاری که کرده بودند،درموقعیت دیگروباتوجه به توان وانرژی هایشان،فعال وپیش برندۀامرسوسیالیسم درجایگاه های واقعی خودمیشدند.
یک فکرویک اَرمان،دردووجود—رفقاصلاح وتورج.دوبرادر.هردوازیک سرشت ومایه.انقلابی ورزمنده،امادوکاراکترودوشخصیت جداازهم،اَن یکی(تورج)پرجنب وجوش وپرشور.این یکی اَرام وصبور.هردومکمل یکدیگر.برابری طلب وفعال،خوشنام.سرسخت وسازش ناپذیربودندوتابه اَخردرراه سوسیالیسم گام برداشتن،تلاش کردن وجان باختن.دوبرادر.دورزمنده وهم فکر.یک فکرویک اَرمان.دردووجود.

**********

رفیق صلاح میرزایی،

مسئول سیاسی وفرماندۀ نظامی
رفیق صلاح درطول دوران کوتاه مبارزه اش،فعال،خوش نام،محبوب ودوست داشتنی بود.به سیاست وبرخوردسیاسی اهمیت میدادودرعرصۀ نظامی هم توانابود.ازاستثنأرفقای نظامی کاربودکه امرسیاست هم مشغله اش بودوبری ازخودخواهی هاوانحرافات نظری که میتوانددرمبارزۀ پارتیزانی دامن یک فرمانده جوان ومحبوب وبااتوریته رابگیرد.عاقبت دریک درگیری رفیق صلاح درسال1363جانش راازدست داد.

**********

رفیق تورج میرزایی،

کمونیست پرشورونمایندۀ فعال ِجنبش دانش اَموزی شهرسنندج
درسال56که هنوزدرشهرسنندج ازقیام خبری نبود،نوجوانی جسوربافراهم کردن بمبی وگذاشتن اَن درزیرماشین ساواک درشهرسنندج،درمحل دورافتاده ساواک ودرفضای پرازرعب ووحشتی که دراَن محوطۀ حاکم بود ،باعث انفجارماشین وزدن اولین جرقۀ قیام دراین شهرشد.تورج دستگیرشدودرزندان سنندج هم بندرفیق فوادمصطفی سلطانی ورفقایش بود.نترس وبی محابادرکناراَنهامبارزه کردوباراَمد.درمکتب کاک فواداَموزش دیدورفیق نزدیکش شد.رفاقتشان دربیرون زندان هم ادامه داشت ویکبارهم درمهاباد،اواخرسال57تورج،درموردقیادۀ موقت بارهبرکومه له مصاحبه ای کرد،که به صورت نوارکاست پخش گردید. درسال 59وبعدازاشغال شهرهاتوسط رژیم ،تورج هم درصف پیشمرگان قرارگرفت.
بعدازمدتهاهنگامیکه دریکی ازروزهای زمستان سال59اورادرشهربوکان دیدم،اولین چیزی که به نظرم اَمداین بودکه لباس پارتیزانی به تن ِتورج فعال واَزاده تنگ به نظرمیاَمدواوراچون گذشته نمیدیدی.دانستم این میدان فعالیت اَن رزمندۀ پرشوروبااستعداد(درعرصه های دیگر)نیست وپای صحبت هایش که نشستم،دیدم نگران ورنجیده است.نگران قضاوت دیگران ورنجیده ازتشکیلات کومه له،که نامسئولانه،بدون شناخت ازاووسوابق مبارزاتیش،بااوبرخوردی نفی گرایانه کرده اند.تصمیم داشت به منطقۀ سنندج برگرددودرصف مبارزه خلاف نظراَن نامسئولان رااثبات کند.
بطورقطع برخوردوبرخوردهایی ازاین دست درزندگی هرمبارزی،بخصوص درعرصۀ تشکیلات میتواندتاثیرات منفی خاص خودراداشته باشدودرمقاطعی که برای انسانهاحساسیت بیشتری دارداین مسئله حادترهم بشود.اماحساسیت،عدم موفقیت ووضعیت بعضی ازمبارزین درعرصۀ تشکیلات رادراینگونه موارد،بایددرزمینه ای که دربالابه اَن اشاره کردم،دیدوارزیابی کرد.وضعیت مبارزینی که باتوجه به چگونگی شخصیت شان وعدم انطباقشان باظرف مبارزه ای که دراَن قرارگرفتندوگاهی درتضادشان باحزب،تشکیلات ونظرات انتقادی که داشتندوطرح این نظرات رااَن احزاب برنمیتابیدندومبارزه وگاهی زندگی این مبارزین دچاردگرگونی ومسیری دیگرمیافت .
باری رزمندۀ روزهای قبل ازقیام،مبارزپرجنب وجوش ایام سرنگونی حاکمیت دیکتاتوری پهلوی،نمایندۀ فعال ِپرشورجنبش دانش اَموزی شهرسنندج،سخنران جوان ومسلط وتوانای متینگ هاوگردهم اَیی های بزرگ،اَنکه به حق ازجانب هم نسل هایش پیام اَوربودوخودتجسم رادیکالیسم،سازش ناپذیری،تحرک جوانان انقلابی وکمونیست بود،شخصیتی که همه اورادوست داشتند.چهرۀ مصمم وخندان ودرهمه جاحاضر،خوش اخلاقٍ،باپرنسیپ،مهربان وموئدب،بعدازچندی به ناحیۀ کامیاران رفته ودرواحدی نظامی سازماندهی میشود.درجریان اجرای یک عملیات درسال60خودش پیشنهادبودن درگروه پیش روی درعملیات رامیدهد،باپیشنهادش موافقت نمیشود،امادرحین عملیات ودرگیری ازسنگرش بدراَمده وبی هیچ احتیاطی پیشروی میکندوجانش رادست میدهد.رفیق تورج بااین حرکت وتصمیم  ِازقبل گرفته شده اش،پایانی به زندگی ومبارزه اش میدهد.

**********

یادشان گرامی باد.


بهروز شادیمقدم 2009 . 12. 17
behroozs21@googlemail.com