shadow
رفیق کمال قطبی

رفیق کمال قطبی


اوایل قیام سال 57وبا علنی شدن کومه له وسایر احزاب چپ در ایران،علنی شدن اَنچه در اختناق سیاه پهلوی ناممکن بود و به میدان اَمدن اَشکار فعالین سیاسی سالهای دیکتاتوری. وتغیر شرایط. .براَمدی دیگر.درهم جوشی فعالین راه اَزادی و توده های مردم.و روزهایی که مبارزین را هر چه بیشتر به هم نزدیک و نزدیک تر کرد.و چه زیبا و پر شکوه بود شکست اختناق و سر براَوردن اَزادی.اََزادی برای اَزادیخواهی.همانند روز های شکستن ِدر ِزندان هاو اَزادی زندانیان سیاسی.همانند اَزادی پرنده از قفس . وپرواز .اولین پروازها. و بازدیدن جامعه وانسانها.-
ونگاه ِانسان مشتاق اَزادی به جهان.بعد ازسال ها.نگاهت رابه اَسمان دوختن.نفسی ازاعماق جان کشیدن.جان ِاَزاد. واَفتاب و درخشش اَنرا حس کردن .وصدای اَزادی واَزادیخواهی راشنیدن .و خود اَزاد بودن.از بند.ازبنددشمن رها شدن.وباز به فکر اَزادی بزرگ تر و بدنبال اَن رفتن.مبارزه را ادامه دادن برای پیروزی و رهایی انسان.درفکراَزاد کردن جامعه از قید ستم واستثمار. و برای پیروزی تلاش مشترک نمودن.این بود اَرمان و راه ِنسل مبارزان کمونیست در اَن روزها.



رفیقی ازنسل مبارزان ِکمونیست ِسالهای قبل از قیام


کمال قطبی ازرفقای قدیمی کومه له،ازمبارزین سالهای قبل ازقیام 57،عضوی ازمحافل کومه له درشهرسنندج،هم محفل ویاررفقااحمدوحسن شعبانی،رفیق نزدیک تکش بیکس وهم نسل حمیدفرشچی ونوروزگنجی هاودرتماس سیاسی ورفیقانه بابسیاری دیگربود.همکلاسی ورفیق صمیمی من هم بود،
ازسال1349به بعد.
وهیچگاه فراموش نخواهم کرد نگاه کردن هرازچندگاه او راازگوشۀ چشم ازاَن طرف کلاس به این طرف که من قرارداشتم و رد و بدل کردن نگاه هامان به همدیگر در اَن سالهای سیاه دیکتاتوری شاه.نگاه دو رفیق هم فکر و هم مرام بود،مرام ضدیت با نظام شاهی و اعتقاد به کمونیسم.در ایامی که عرصه ومیدان سیاست سخت بود وخطرناک وسیاسیون اندک بودند و بافاصله.مگرهم محفل بودی و مورد اعتماد همدیگر.
من و کمال هم محفل نبودیم وبدون هیچ اَشنایی اولیه که لازمۀ اَشنایی ها،اعتماد بود وما این اعتماد را به هم پیداکرده بودیم وعناصرصمیمیت،خلوص نیت،مهربانی وکشش های انقلابی وانسانی که دراو وجود داشت،مارا بهم نزدیک کرد.همفکرو هم نظربودیم ورفیق.واو که مهربان بودورفیق و درنگاهش دراَن سالهای سخت گاهی نگرانی پیدابود واین نگرانی ازاحساس مسئولیت سیاسی ورفیقانه اش برمیخواست ونه ازچیز دیگر.صمیمی بود و در رفاقت پایدار.خصلت های مثبت یک انقلابی را داشت و در زندگی مبارزاتیش متکی به دانش سیاسی و تعمق در چگونگی راه و روش مبارزه بود.اَرام و متین و مورد اعتماد همه بود .رفیق بود.
و تعمق در چگونگی راه و روش مبارزه بود.اَرام و متین و مورد اعتماد همه بود .رفیق بود. اوایل قیام سال 57وبا علنی شدن کومه له وسایر احزاب چپ در ایران،علنی شدن اَنچه در اختناق سیاه پهلوی ناممکن بود و به میدان اَمدن اَشکار فعالین سیاسی سالهای دیکتاتوری. وتغیر شرایط. .براَمدی دیگر.درهم جوشی فعالین راه اَزادی و توده های مردم.و روزهایی که مبارزین را هر چه بیشتر به هم نزدیک و نزدیک تر کرد.و چه زیبا و پر شکوه بود شکست اختناق و سر براَوردن اَزادی.اََزادی برای اَزادیخواهی.همانند روز های شکستن ِدر ِزندان هاو اَزادی زندانیان سیاسی.همانند اَزادی پرنده از قفس . وپرواز .اولین پروازها. و بازدیدن جامعه وانسانها.-
ونگاه ِانسان مشتاق اَزادی به جهان.بعد ازسال ها.نگاهت رابه اَسمان دوختن.نفسی ازاعماق جان کشیدن.جان ِاَزاد. واَفتاب و درخشش اَنرا حس کردن .وصدای اَزادی واَزادیخواهی راشنیدن .و خود اَزاد بودن.از بند.ازبنددشمن رها شدن.وباز به فکر اَزادی بزرگ تر و بدنبال اَن رفتن.مبارزه را ادامه دادن برای پیروزی و رهایی انسان.درفکراَزاد کردن جامعه از قید ستم واستثمار. و برای پیروزی تلاش مشترک نمودن.این بود اَرمان و راه ِنسل مبارزان کمونیست در اَن روزها.
در میان مردم ،تاحدودی خود را ساخته وچون پیشروان و اَوانگارد های انقلاب در میان امواج قیام سربلند کردندو باموج ِقیام مردم ایران پیش رفتند.فعالینی که سالها درزندان ،در میان کارگران و یا درکسوت معلم شهر و روستاانتظار اَن روز هارا داشتند.و تلاش گران اولیۀ بیداری و به پاخاستن ِمردم ستمدیدۀ ایران برعلیه نظام کثیف ِپهلوی بودند.
نسل کمال قطبی ها ،با همۀ فداکاری ها وتلاش هایشان در احزاب مختلف ،دین خود را به جامعه و وظیفۀ خود را درقبال اهداف سوسیالیستی شان ادا کردند.و در حاکمیت این رژیم ضد بشری بسیاری از این صف اَزادگی واَزاد اندیشی چه در سیاهچال های حکومت و چه در میدان مبارزه جان باختند.
رفیق کمال هم سالهای بعد از قیام و تا هنگام مرگش با کومه له وحزب کمونیست ایران بود. در این سال ها در واحد های نظامی و گردان ها مسئولیت سیاسی بعهده داشت.عاقبت در سال1368هنگام اعزامش به خارج کشور و به محض رسیدن به فردوگاه اَلمان براثر سر درد مزمنی که به اَن دچار بود و شدت گرفتن اَن،متاسفانه این مریضی او تا مرگ پیش رفت و درگذشت. یاد رفیق کمال و همۀ مبارزان جان باختۀ راه اَزادی و سوسیالیسم گرامی باد .


بهروز شادیمقدم 2010 . 2 . 13
behroozs21@googlemail.com