shadow
رفیق ارسلان قطبی

رفیق ارسلان قطبی


مبارزکوچولو
انقلاب وقیام درجامعه بسترتغیروتحولات تعیین کننده وزمینه سازدگرگونی وزایش پدیده ها ومقولاتی است که درهنگامۀ دیگرغیرممکن ومحال است.طبقات،اقشار و لایه های اجتماعی دراین روند دستخوش تحولی عمیق شده وانسانهانیزهمگام با سایر موارد در این راستا دچار تحول و دگرگونی قرارمیگیرند.
فروپاشی،زیر و روشدن و تغیر مناسبات کهنه واز دورافتاده،براَیندمناسبات جدیدوهمگام باتغیر وتحولات درحال شکل گیری،انقلاب درفرهنگ هاوقیام درجامعه،رشدخصلت های فردی،پرورش و بروز استعداد ها و زمینه سازی برای بروز خصائل مثبت ،براَمد و رشد چهره هاوشخصیت های قابل ومفید به حال انقلاب ومبارزه ،رواَمدن فرزندان انقلاب،پرورش یافتگان قیام.ازهرقشری و درسنین مختلف. نسل انقلابی وبرای انقلاب .
درسنین پائین هم،کودکان و نوجوانان.بچه های روزهای مبارزه ودرگیری و کاراَمد برای سالهای بعد.سالهای انقلاب .

**********

انسانها بایاد اَوری گذشتۀ افرادی که از کودکی اَنهاراشناخته اند،تصویرهای دور ومربوط به دوران کودکی اَنها را از ذهنشان کم کم ازیاد برده و اَخرین مراحل زندگی و تصور نزدیکترین روزهای به زمان حال نزدیک را از اَنها در خاطرخود داشته ومجسم میکنند.اما برای من و شاید کسان دیگری هم در مورد ارسلان قطبی چنین نیست.یاد وخاطرۀ من ازاو هنوز هم همان روز های سال های بعد از قیام و دوران بعد از یورش رژیم در مرداد ماه 1358است،یعنی دوران کودکی ارسلان .
دورانی که با ارسلان کوچولو مدتی همکاری مبارزاتی داشتم.روزهای اوایل تسلط ارتجاع بعد از حملۀ وحشیانه اش به کردستان بود.سال 1358- سال یورش رژیم به دستاوردهای مبارزاتی مردم . و روزهای ناامنی وترس،ناامنی ازشناسایی شدن از طرف مزدوران ولمپن های جیره خوار رژیم که مبارزین را میشناختند. ترس ازدستگیری،دستگیری وبعداعدام.وخبرها هم اَن روز ها،خبردستگیری بود واعدام.وروزها،روزهای اعدام بود.اعدام های دسته جمعی وکشتار کمونیست ها،بدست جلادان حکومت سیاه ِاسلامی.روزهای سخت و تنگناهای پیش اَمده برسرراه مبارزین وکمونیست ها.روزهای وحشت و مرگ.وسکوت. سکوت مقطعی جامعه در برابر دشمن.درزیر سلطه وسیطره ارتجاع .
ارسلان در اَن اوضاع و احوال شب و روزش با فعالیت میگذشت وتلاش.نقطه اتکای بیشتر سازمانهای چپ فعال در اَن روزها در پخش نشریات و اعلامیه هایشان در بخشی از شهر سنندج هم بود.وتلاش میکرد.تلاش ِانسانی کوچک.درجهت شکست سیاست های وحشیانۀ دشمن وبرای رسیدن به هدف.هدفی بزرگ که اَموخته بود.یعنی اََزادی.اَزادیی که از یاران و رفقای بزرگش اَموخته بود.
کوچولو بود و پرجنب وجوش،مهربان بود وخوش برخورد،لبخندی شیرین همیشه برلب داشت وچهرۀ دوست داشتنی اش خندان بود،این چهرۀ خندان،تصویری ماندگار وهمیشگی بود و هست ازارسلان در یادها، در ذهن و یاد ِانسان های مبارزشهر سنندج دراَن سالهای دور و در خاطره ها .تصویر یک مبارز کوچولو .
سال 63 13که باز او را دیدم،بزرگ شده و قد کشیده بود.دیگر ارسلان،اَن کوچولوی سالهای قبل نبود.اما هنوز چهره اش همان چهره بود ولبخند وخندۀ مهربانانۀ دوران کودکیش رابه لب داشت. متاسفانه دیری نگذشت در همان سال(1363)درجریان یکی ار درگیری های کومه له وحزب دمکرات در منطقۀ اورامان جان باخت .
درکارنامۀ حزب ارتجاعی دمکرات کردستان درکنار سیاست ِالتماس وتمنای همیشگیش از رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی،ضدیت با اهداف انسانی و برابری طلبانه وکشتن و ریختن خون ده ها مبارز کمونیست وجوان نیز اَمده و خواهد اَمد.



بهروز شادیمقدم 2010 . 3 . 12
behroozs21@googlemail.com