(+01) 112 345 6789
+
یاد رفقای قدیمی و از دست رفته همواره با ما خواهد بود .

بين شما كدام
– بگوئيد !-
بين شما كدام
صيقل ميدهيد
سلاح آبائي را
براي
روز
انتقام ؟

« احمد شاملو »

شب, اردوگاه کومه له بود و دیر وقت . وقت استراحت و خواب . خواب, بعد از یک روز فعالیت و کار . تمدد نیرو برای فردا و روزهای دیگر .شب و مبارزین, خستۀ کار و خیمه زده در دره ای در خاک عراق . باشد تا گشایشی شود و در جامعه مبارزه شان را پیش ببرند .
شب و خستگی و دل در گرو خواب بستن . انسان و خواب . انسان خفته هرکه باشد ،کودکی را مانند است که معصومانه چشم بر هم گذاشته و آرامش میخواهد .
همه خوابیده‌اند . غیر از نگهبان ها و پاس بخش‌ها و شاید عده‌ای شب زنده دار . و یکی دیگر هم بیدار . بیدار . اما به قصدی شوم . با طرح و توطئه ای . هم صفی که آن شب با انگیزه و تصمیمش راه دیگر میرفت . بدگمان و کوته فکر . از مناسباتی عقب افتاده بر آمده و به صف انقلاب و پیشروان جامعه پیوسته و در نیمه های راه ، مانده و درمانده و عاصی . و اکنون قصد جان دیگران را کرده است . قصدش شبیخون زدن است . به انسان . انسان مبارز.
در سکوت و سیاهی شب ، خفاش وار بربالین انسانها رفتن . جدا . جدا . اول به سراغ این (رفیق اقبال ) بعد به سراغ آن ( رفیق درخشان ویسی ) و لحظاتی بعد رگبار گلوله بستن برتن انسان های خفته . برتن آن‌ها . فاجعه آفریدن . خون ریختن . شبیخون کردن . اردوگاه و شب و خون . شبیخون .
درخشان ویسی در این حادثۀ ناگوار در 1364.05.17 زخمی و در تاریخ 1364.05.18 جانباخت .

نوشته‌شده در ژانویه 28, 2012